امید واریم از قالب جدید سایت که ساخته دوست عزیزم اسی است خوشتون آمده باشد
نظرات و پیشنهادات خود را برای ما امیل یا از طریق آنلاین به ما اطلاع دهید
این وب سایت با تمامی سایت ها و وبلاگ ها تبادل لینک و لوگو مینماید
آدرس لینک ما : ودیو کلیپ ها و آهنگ های داغ
آدرس لوگو :
<P align=center>
<EMBED style="border:1px solid #000000; PADDING-RIGHT: 4px; PADDING-LEFT: 4px; PADDING-BOTTOM: 1px; PADDING-TOP: 1px" width=100 height=80 type=application/x-shockwave-flash src="http://tarfandestan1.persiangig.com/other/logo/ashenay.swf">
آدرس امیل : shirazbachs_2006@yahoo.com
آدرس ID: shirazbachs_2006 AND vahid_metal2000
بر روی لینک بالا کلیک کرده و وارد سایت شوید
http://woodsonunderground.com/index.php?a=aHR0cDovL3d3dy5zaGlyYXpiYWNocy5ibG9nZmEuY29t
بر روی اینک بالا کلیک کرده و وارد شوید
این فقط یک تیلیغ نسیت
بلکه یک پیشنهاد است
طراحی سایت HTMLرا با ما تجربه کنید
بزرگترین شرکت طراحی سایت تخصصی در ایران
پیشنهاد طراحی از شما طراحی سایت از ما
فقط و فقط 65000 تومان
با چت صوتی و دوست یابی 100000 تومان
آدرس :شیراز / بلوار سرداران / خیابان محب
غربی کوچه ۱ / پلاک ۶۹
تلفن : ۰۹۱۷۱۰۳۹۷۹۴ اسماعیل زارع
حلقه بر اساس نوشته اسماعیل زارع
رویش کار میکند در خواست کردیم که تا آنجایی که نوشته را برای ما بیاورد
تا برای مسابقه در وبلاگ قرار دهیم البته این داستان کامل نیست
حلقه جادویی (تخیلی)
در کشور ما ایران همیشه شاهد یک اتفاق هایی بودیم که برای ما تعجب آور بوده در این داستان سعی شده که استعداد ها و توانایی های باطنی افراد جامعه را ببینیم قهرمان داستان ما جوانی است بنام فرهاد که همیشه در خیال خودش غوطه ور هست و در خواب هایش قهرمان اصلی است . او شاگردی تنبل است و همیشه در اینترنت و اوقات خودشو به خوش گذرانی می گذراند در محله آنها یک خرابه بود و همیشه نزدیک خرابه فوتبال بازی میکردند روزی توپ فرهاد که توپ را نو خریده بود به داخل خرابه افتاد رفت که توپ را بیاورد دوستش سعید گفت :فرهاد این کار را انجام نده هر کس توپش افتاده انجا دیگه نرفته بیاره حالا تو می خوای بیاری فرهاد توجهی به حرف سعید نمیکند و به داخل خرابه میرود اتفاقی برای او رخ میدهد که شاید این اتفاق نباید می افتاد فرهاد به داخل خرابه میرود واقعا ترسناک بود صداهای عجیب و غریبی می آمد ناگهان فرهاد توبش را دید و رفت توپ را برداشت بغل دستش را دید که یک اتاق که درش هم قفل بود رادید رفت و قفل اتاق را شکست و وارد اتاق شد به صحنه ایی عجیب که همیشه در خیال داشت را دید حلقه ای که بر روی یک ستون در وسط اتاق بود فرهاد نزدیک شد و حلقه را برداشت و به دست کرد اتفاقی عجیب افتاد حس کرد که نیرویی عجیب به درون او ایجاد شده ناگهان سریع توپ را برداشت و از خرابه بیرون پرید و سریع فرار کرد و به خانه رفت فرهاد هر چه سعی میکرد که حلقه را از دستش بیرون بیاورد ممکن نبود شب شد و فردای آن روز که فرهاد باید به مدرسه میرفت روزهای خوشی فرهاد در حال آمدن بود او خبر از قدرت جادویی حلقه نداشت ولی کسانی هم بودند که پس از هزاران سال از خواب بیدار شدند آنها صاحبان حلقه بودند و کسانی که خواستار حلقه بودند نیز دوباره از تلسم حلقه رهایی و به جستجویش پرداختند فرهاد از هیچ موضوعی با خبر نبود حتی یادش هم رفته بود که اصلا حلقه ایی در دست اوست
عاشق دیوانه نوسنده اسماعیل زارع
احمد پسری 20 ساله بود با حالات روحی و روانی حساس که هر وقت عاشق دختری میشود زود با او به هم میزند و دوباره به یک دختر دیگر آشنا میشود احمد یک بیماری هم دارد که از گفتن آن خودداری میکند او دچار بیماری صرع است که باید همیشه تا آخر عمر از دارو استفاده کند . او در یک خانواده که وضعشان در حد متوسط هست زندگی میکند . پدر او در جلوی یکی از بیمارستان های شهرشان کیوسکی تنقلاتی دارد و مادرش هم در خانه بود و مادر بزرگش کارهای خانه را انجام میداد احمد به غیر از خودش 4 برادر دیگر هم داشت که در کنار هم زندگی میکردند احمد پسر اول خانواده بود . پدر احمد یک معلول جسمی و عقلی است ولی با این حال واقعا خانواده اش را دوست داشت
مادر احمد در خانه هیچ کاری انجام نمیداد چون نمیتوانست یا انجام نمیداد هر وقت چند بار فقط لباس می شیت او حتی بلد نبود قضا هم درست کند مادر بزرگش تمام کارهای خانه را انجام میداد احمد در پشت دیپلم گیر کرده است و چند درسی هنوز از سال سوم دارد ولی به پیش دانشگاهی هم میرود او همیشه با خود حرف میزند و همیشه فکر میکند که با یک دختر پول دار ازدواج میکند ولی همه آن خیالی بیش نبود . ولی یک روز همین خیال به حقیقت پیوست . روزی احمد به جشنی پا میگذارد که زندگی او را متحول میکند و خیال های او به حقیقت تبدیل میشود
جشن تولد یکی از دوستان قدیمی اش بود و او هم به این جشن دعوت شده بود در این جشن اتفاقی با دختری برخورد میکند که حالات آن دختر هم شبیه به احمد بود . اسم آن دختر نسرین بود . نسرین از یک خانواده بسیار پول دار بود پدر نسرین صاحب یک هتل و کارخانه بود . نسرین از احمد دعوت میکند که فردا به خانه آنها برود که بیشتر با هم آشنا شوند .احمد هم قبول میکند و آدرس محل سکونت آنها را میگیرد و پس از پایان جشن به خانه
می آید . فردا صبح به خانه نسرین میرود و داخل خانه میشود نسرین از پدرش خاسته بوده که در خانه بماند و از احمد سوالاتی را بپرسد پدر نسرین که حاج حسن نام داشته قبول میکند و در خانه میماند وقتی احمد وارد خانه میشود به صحنه جالبی برخورد میکند او فکر میکرده که با نسرین تنها است ولی وقتی داخل میشود میبند که پدر و مادر نسرین هم هستند . او میرود و کنار نسرین مینشیند . حاج حسن سوالات خود را شروع میکند و وقتی از احمد میخواهد که در مورد خود و خانوادهاش بگوید احمد غمگین میشود و حال خود و ختنواده خود را اینگونه باز گو میکند :
احمد اول از دوران کودکی خود میگوید : من در سن 8سالگی وقتی که داشتیم پشت بانمان را قیر گونی میکردیم من تازه از مدرسه امده بودم نهار که خوردم رفتم و طنابی را که کارگر ها با ان قیر را بالا میبردند رو کشیدم وان اهرمی که ان بالا بود محکم به سر من اصابت کرد که فرق سر من شکافت و رفتیم و ان را بخیه کردیم ولی اثار بیماری بعد وقتی که کلاس اول راهنمایی بودم پیدا شد من دچار یک بیماری بنام صرع شده بودم همین بیماری باعث شد که من در همان کلاس بمانم بعد به روستا رفتم و در انجا پیش پدرو مادر مادرم ماندم و تا کلاس سوم انجا بودم بعد دوباره به شهر برگشتم ودرسم را ادامه دادم تا به اینجا رسیدم و حالا هم پشت دیپلم هستم و هم پشت کنکور
حالا از خانواده خودم میگم پدر من یک معلول جسمی و عقلی است و مادرم هم همین طور شاید خیلی ها تعجب کنند که چه جوری این دو با هم زندگی میگردند که این هم خودش یک داستان مفصلی است نمی خواهم بازگو کنم مادر من از یکی از روستاهااست که واقعا زیباست روستایی مانند بهشت ولی مردمی که انجا زندگی میکنند قدر این بهشت رو نمیدانند من بعد از خودم 4 برادر دیگر هم دارم که از ته قلب همدیگر رو دوست داریم ولی در ظاهر به گونه دیگری است خانواده واقوام ما رو دوست ندارن به میگن دیوانه میگن شماها دیوانه هستید نمیدانم چه جوری اقوام خودم رو بازگو کنم هر وقت جشنی یا کاری در خانواده رخ میدهد اصلا ما رو دعوت نمیکنند یا هیچ چیز رو به ما نمیگن خانواده من خیلی ساده هستند هروقت عروسی یا جشنی یا عزایی باشه اصلا به ما هیچ چیز نمیگن انگار ما غریبه هستیم . احمد تمام حقایق را باز گو میکند تا به حال به این سادگی و راحتی حرف نزده بود وقتی سرش رو بالا میکنه میبینه همه زدن زیر گریه وچشمان احمد هم پر اشک شده بود تصورش هم برای هر انسانی اشک اور هست . حاج حسن موافقت میکنه که با نسرین ازدواج کنه و نیمی از ثروت خود را هم به احمد میدهد که با این پول کاری برای خود دست پا کنه . احمد هم پول را در کار زمین و خانه و بورس سرمایه گذاری میکنه با نسرین هر روز میرفتن گردش به خانه همدیگر میرفتند بعد از چند ماه با هم عروسی کردند خیالی که همیشه احمد در خواب میدید حالا به واقعیت پیوسته بود .دست او در دست کسی بود که همیشه آرزو میکرد احمد و نسرین به سر خطبه عقد رفتن عقد این دو در باغی زیبا و با شکوه بود وقتی که عاقد شروع به سخن کردن کرد و نسرین بعد از سه بار بله را گفت نوبت به احمد رسید تا بله را بگوید و احود هم بله راگفت و به خوبی و خوشی عقد به پایان رسید و حالا نوبت عروسی بود در عروسی دوخانواده کاملا با هم متفاوت در مقابل هم قرار گرفته بودند یکی اقوام و خیشاوندان احمد و در سوی دیگر اقوام نسرین عروسی هم به خوبی به پایان رسید همه خوشحال به خانه های خود رفتند . فردای ان روز فقط هحمد مانده بود ونسرین حرف های زیادی بود که بزنند و احمد دوباره شروع کرد خوب من تسمسم گرفتم که در کارخانه پدرت شروع به کار کنم و امید وارم که هیچ وقت از هم جدا نشیم نسرین هم گفت من هم امید وارم که هیچ وقت از هم جدا نشیم چون من خیلی تو را دوست دارم و نمی خواهم برای هیچ و پوچ و فقط به خاطر حرف های مردم تو را از دست بدهم احمد وقتی اینقدر ابراز علاقه را دید گفت من خوشبخت ترین مرد روی زمینم من یک عاشق دیوانه هستم و با این حرف هر دو زدن زیر خنده .احمد در کارخانه ماشین سازی مدیر مالی شرکت شده بود او با کارگر ها خیلی خودی بود و همیشه با آنها بود چند وقتی که احمد در کارخانه مشغول به کار بود کارخانه دوباره جان گرفته بود و همه اینها نشانگر تلاش احمد بود به حدی که عرض یک ماه به معاونت شرکت منصوب شد . یکسالی گذشت و نسرین حامله شد احمد از روی خوشحالی نمیدانست چه کار کند دکتر به نسرین گفته بود که شما دوقلو دارید رویایی که همیشه احمد در سر داشت این دفعه هم دوباره به حقیقت پیوست وازاینکه خدا اینقدر دوستش داره از خدای مهربان تشکر کرد . ولی میدانید که پس هر آسانی سختی هم وجود دارد بعد از اینکه بچه ها به دنیا آمدند و 1ساله شدند تازه سختی های احمد شروع شد یا باید گفت تلخی رندگی احمد شروع شد نسرین هم مانند احمد دچار یک بیماری بوده که از احمد پنهان میکرده .نسرین دچار بیماری قلبی بود .احمد هیچ وقت تصور نمیکرد که چنین اتفاق مهیبی در زندگی اش رخ دهد و او تنها شود خوب انگار تمام داستان رو گفتم خوب بهتره که بریم به روز حادثه .یک روز که نسرین و احمد داشتن با هم فیلم به دنیا آمدن بچه ها تا یک سالگی را میدیدند نسرین احساس کرد که قلبش داره کند میزنه چهره اش کبود شد و به زمین افتاد احمد سریع زنگ زد اورژانس و بعد هم زنگ زد خانه پدر نسرین آنها میدانستند که برای دخترشان چه اتفاقی افتاده حتی آنها از بیماری نسرین هم با خبر بودند ولی به روی خودشان هم نمی آوردند شاید پیش خودشان فکر میکردند که اگر این موضوع را به احمد بگویند از ازدواج با دخترشان صرف نظر میکرده . احمد بعد از اینکه پدر و مادر نسرین را از اتفاقی که افتاده با خبر کرد سریع زنگ زد به دکتر خانوادگی ولی دکتر نمیتوانست بیاید زیرا رفته بود شمال ولی از پشت تلفن اقدامات لازم را به احمد میگفت و احمد هم انجام میداد تا اینکه اورژانس آمد و سریع نسرین را به نزدیکترین بیمارستان انتقال دادند احمد بچه ها را به زن همسایه سپرده بود و خیالش از طرف بچه ها راحت بود ولی تمام فکرش به نسرین بود دکتر به احمد گفت که خانم شما دچار یک بیماری قلبی است چطور شما نمیدانستید آیا خانواده این دختر چیزی را به شما نگفته بودند احمد خشک شده بود انگار یک شک قوی به او وارد شده بود حرف های دگتر آنقدر احمد را ناراحت کرد که سر خود را به دیوار میکوبید و خودش را سرزنش میکرد دکتر به احمد گفت که نسرین باید هر چه زودتر عمل شود ولی گفت تجهیزات ما برای چنین عملی کم است باید او را به بیمارستان مجهزتری منتقل کرد هر چه زودتر هحمد هم موافقت کرد و با هلی کوبپر نسرین را به بیمارستان دیگری منتقل کردند دکتر به احمد گفت من زنگ میزنم تا تجهیزات را در آنجا آماده کنند . نسرین را منتقل کردند و عمل را یک دکتر خوب بر عهده داشت دکتر به احمد گفت که این عمل طولانی است حدود 6 تا 8 ساعت طول میکشد احمد به بیرون از بیمارستان می آید نامید و خسته پسر فال گیری کناری نشسته بود و داد میزد فال احمد رفت و یک فال خرید در فال نوشته شده بود عشق آسان نود اول ولی افتاد مشکل ها وقتی این فال رو خواند نا امید تر شد پدر و مادر نسرین آمدند و آنها هم احساس همدردی کردند با احمد ولی احمد نمی خواست که نسرین را از دست بدهد . شیوا دوست دختر قدیمی احمد اورا در بیمارستان دید و وقتی احمد همه چیز را برای شیوا تعریف کرد یک خورده سبک شد شیوا به احمد گفت که مواظب بچه ها است و آنها را به خانه خودش میبرد و آدرس خانه را به احمد داد احمد به شیوا گفت مگه تو ازدواج کردی شیوا گفت آره ولی زیاد با هم نبودیم طلاق گرفتیم و او بجای مهریه خونشو به من داد هر دو مانند هم بودند در عشق شکست خورده بعد از 7 ساعت دکتر ناراحت و عصبانی از اتاق عمل خارج شد احمد وقتی این صحنه را دید از ته دل فریادی بلند کشید چرا من؟ جمله چرا من را صدها بار تکرار کرد احمد به یک دیوانه تبدیل شده بود پدر و مادر نسرین و اقوام و خیشاوندانش همه در بیمارستان و در مقابل هحمد شرمسار از اینکه حقیقت را برایش بازگو نکرده بودند و افسوس احمد از اینکه همسری مهربان و دلسوز را ز دست داده میدید و از سوی دیگر شیوا با بچه های نسرین گریه هایی که کودکان از خود سر میدادند و فضایی پر از غم و اندوه و پشیمانی و جسد دختری در اتاق عمل با لباسی سبز رنگ و جوانی که همیشه رویایی بود آن روز جز حقیقت چیز دیگری را ندید خوب تصویری غم انگیز بود حتی دکتران و پرسنل بیمارستان و حتی بیماران همه گریه میکردند نسرین مانند یک فرشته بود و از پیش احمد و رویاهای که با هم داشتند پر کشید وبهسوی آسمانها رفت . فردای آنروز تشع جنازه و خاک سپاری نسرین بود همه بودند اقوام و دوستان احمد و نسرین جمعیتی باور نکردنی برای خاک سپاری بعد از خاک سپاری احمد خواست که تنها باشد احمد برسر خاک نسرین رفت گفت چرا نسرین اینقدر زود من را ترک کردی و رفتی من حالا بدون تو با این دو طفل معصوم چه بکنم ناگهان شیوا با بچه ها آمدند و شیوا گفت احمد خودت رو سرزنش نکن اتفاقی بود که افتاده و هیچ کاریهم از دست تو بر نمی آید بعد از چند هفته احمد که دید بچ هایش با شیوا اخت شده اند و شیوا هر روز به خانه اش می آید که از بچه ها مراقبت کند دلش میخواست که با شیوا ازدواج کند تا جای خالی نسرین را پر کند خانواده نسرین رضایت دادند ولی احمد گفت من به نسرین قول دادم که با هیچ کس دیگری ازدواج نکنم . روزی به سر خاک نسرین رفت و ماجرای شیوا را برایش گفت ناگهان در تصورش نسرین را دید که کنارش نشسته نسرین گفت احمد با شیوا ازدواج کن من احساس خوبی دارم اگر من را از دست دادی خدا شیوا را به تو داد فکر میکنی تصادفی شما در بیمارستان به هم خوردین نه این خواست خدا بود که شما یک بار دیگر همدیگر را ببینید وقتی احمد سرش را بالا برد چیزی را ندید . احمد به خانه برگشت قلبش تند میزد نمی دانست که چه جوری حرفش را بگوید رفت جلو شیوا استاد با یک شاخه گل رز گفت با من ازدواج میکنی چون هم من به یک همسر احتاج دارم و هم بجه ها به یک مادر شیوا هم قبول کرد و با هم به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کردند احمد دوباره بعد از چند هفته به همان کارخانه پدر نسرین رفت و کارش را آغاز کرد هنوز که هنوز هست به سر خاک نسرین میرود و با او درد دل و مشورت میکند چون احمد عقیده دارد که نسرین زنده است . اکنون 3سال از آن واقعه میگزرد بچه ها چهار ساله شدند نام دختره نسرین و نام پسر نیما و شیوا هم حامله شده و حالا باید گفت سه تا بچه احمد هنوز خود را یک عاشق دیوانه میداند .
پایان
همچنين احتمالا با ويندوزهايي برخورد کرده ايد که در آنها مثلا با فشار دادن کليد «پ» علامت ÷ تايپ ميشود! و يا نمي دانيد چطور حرف «ژ» را تايپ کنيد!
درست است که اين مشکلات معمولاً با نصب يک فارسي ساز خوب (و احتمالاً گران قيمت) برطرف ميشود، اما بايد بگويم که هدف از نوشتن اين مقاله برطرف کردن اين مشکل در ويندوزهاي «ويستا» است که به تدريج کاربران گرامي در گوشه و کنار در حال اقدام به نصب آن هستند، و فعلاً هيچ فارسي سازي براي آن نوشته نشده است. اما در کل، اين آموزش براي همه کاربران نسخه هاي متعدد ويندوز است، که مي توانند به کمک آن، مشکل فارسي نويسي و ويرايش صفحه کليد خود را برطرف نمايند. با توجه به اينکه امکانات نسخه هاي مختلف برنامه متفاوت است، در اينجا به معرفي امکاناتي که در همه نسخه ها موجود است مي پردازيم.
در ويندوز ويستا (همانند گذشته در ويندوز XP و...) با انتخاب زبان فارسي در هنگام نصب، فونت ها و امکان فارسي نويسي در محيط ويندوز فراهم ميشود. اما حروف فارسي در ويندوز ويستا کمي به هم ريخته است.
چند مشکل عمده فارسي نويسي در ويستا عبارتند از:
)) درست نبودن جاي حرف «پ»
)) درست نبودن جاي حرف «ژ»
)) عدم امکان استفاده از فاصله مجازي (shift + Space)
)) اشتباه بودن جاي گيومه ها ( « » )
در اين مقاله سعي ميکنيم علاوه برطرف کردن مشکل موقعيت و محل کليدها، نحوه ويرايش دلخواه صفحه کليد را هم بررسي کنيم. براي اين کار، از نرم افزاري استفاده مي کنيم به نام Keyboard Layout Manager .
اين نرم افزار در دو نسخه آماده دانلود است: يکي ويژه سيستم عاملهاي 32 بيتي و يکي ويژه سيستم عاملهاي 64 بيتي.
بعد از ارائه ويندوز ويستا، طراحان نرم افزار مورد بحث، سريعاً آن را با ويندوز ويستا سازگار کرده اند و بر روي سايت خود قرار داده اند. شما مي توانيد براي دانلود اين نرم افزار، اینجا کلیک کنید و با توجه به اينکه ويندوز شما 32 بيتي است يا 64 بيتي،نسخه "2000 demo " يا "Medium" را دانلود کرده و نصب نماييد.
در ادامه قصد دارم حروف مربوط به زبان فارسي را ويرايش کنيم، پس در تب Keyboards بر روي Farsi دابل کليک کنيد تا پنجره هاي Edit باز شود.
در همين رابطه دو پنجره باز خواهد شد با عنوانهاي Character map و Farsi در يک پنجره همه حروف فارسي و علامات و ... (يا در اصطلاح، کاراکترها) را ميبينيد و در يک پنجره، صفحه کليد خود و جاي حروف و کليدهاي آن را.
کار با اين برنامه بسيار ساده است. براي ويرايش هر کليد، تنها کافيست يک کليد را در پنجره Farsi انتخاب کنيد و سپس با موس، حرفي را که قصد داريد جاي آن قرار بگيرد، از پنجره Character map انتخاب کنيد، به همين سادگي!
پس ابتدا، براي ويرايش حرف «پ»: جاي حرف «پ» در صفحه کليد شما، بالا و سمت چپ، زير کليد Esc است که احتمالاً الان علامت ÷ جاي آن نشسته است. ابتدا آن را از روي پنجره Farsi انتخاب کنيد و سپس از پنجره Character map حرف «پ» را انتخاب کنيد.
توجه: احتمالا با انتخاب کليد مربوط به ÷، حروف فارسي را در پنجره Character map نمي بينيد که بخواهيد حرف «پ» را انتخاب کنيد. براي مشاهده حروف الفباي فارسي، در بالاي Character map، عدد مربوط به Subset را از 0 به 6 برسانيد.
براي حرف «ژ» هم همين کار را تکرار کنيد. يعني بر روي صفحه کليد خود جاي حرف «ژ» را پيدا کنيد (مثلاً براي من، حرف «ژ» در زير کليد Enter جاسازي شده است) و از روي صفحه کليد مربوط به برنامه Keyboard Layout Manager هم کليد «ژ» (که الان احتمالاً حرف «پ» جاي آن نشسته است) را انتخاب کنيد و در پنجره Character map دنبال حرف «ژ» بگرديد و بر روي آن يک بار کليک کنيد تا جاي حرف «ژ» هم درست شود. همچنين تعويض حرف «ي» با «ي» به اين روش انجام ميشود.
در کل، کار با اين برنامه به همين صورت است، يعني کليدي را از پنجره Farsi (پنجره اصلي برنامه) انتخاب مي کنيد و کاراکتري را از پنجره Character map بر مي گزينيد تا جايگزين آن شود.
حتي ميتوانيد براي برنامه تعريف کنيد که با پايين نگه داشتن کليدهاي Shift، Ctrl، Alt، Shift + Ctrl + Alt و فشردن همزمان هر يک از کليدهاي تايپ حرف، چه کاراکتر تايپ شود.
ضمناً براي اين کار، در پنجره Farsi در سمت راست، يکي از کليدهايي را که در بالا مشخص کرديم، کليک کنيد تا کاراکترهاي مربوط به حالت پايين نگه داشتن آنها نمايش داده شود. به طور مثال اگر کليد Shift را کليک کنيد، ميبينيد که حروف صفحه کليد اصلي تغيير ميکند و کاراکترهايي جايگزين آن ميشود که موقع پايين نگه داشتن و فشردن هر يک از کليدها، آن کاراکتر تايپ ميشود.
(در حالتي که دکمه Shift را در برنامه اصلي، کليک کردهايد، به کليدهاي صفحه کليدتان نگاه کنيد. ميتوانيد جاي بسياري از حرکات و علامات، مثل ِ ِ ُ ً ، آ ، إ ، أ و... را کشف کنيد!)
پيشنهاد مي کنيم براي آشنايي بيشتر با امکانات قابل توجه اين برنامه و راهنماي برنامه اینجا کلیک کنید .
راستی بزودی قالب جدید برای وبلاگ طراحی کردم قرار می گیرد و این قالب را برای دانلود برای دوستان گرامی که در خواست کرده بودند قرار می دم .
برنامه شب شیشه ای با حضور مریلا زارعی
یه حرکت زشت از خواننده معروف نانسی عجرم
قلب ايرانيان را شكست - خبر تكان دهنده - فاجعه ايرانيان !!!
چهره كثيف نانسي را بشناسيد!!!

ایران : خداحافظ نانسی کثیف
امروز میخوایم از خواننده ای صحبت کنیم که شاید مورد علاقه خیلی از شما باشد .
همه ما تا کنون به نانسی به صورت یه خواننده در ظاهر نگاه کرده ایم اما بیایید به باطن وی هم بنگریم .
همون خواننده ای که در ایران طرفداران میلیونی رو مجذوب خودش کرده . پس از انتشار فیلم 300 که ایران و ایرانی
رو در اون فیلم نسلی وحشی خطاب کرده بودند اینک این خواننده زن که از ملیت عرب هست در یک اقدام توهین آمیز و
گستاخانه ایران و ایرانیان عزیز و تمدن ما رو زیر سوال برده در حالی که تاریخ و تمدن ما بهترین گواه در این زمینه می باشد .
شاید این خانم نانسی فراموش کرده روزگاری را که پدرانشان دختران را زنده به گور می کردند و اگر کتب ایرانی و دانشمندان
ایرانی و در واقع تمدن ایران زمین نبود همچنان آنگونه باقی میماندند . برای آگاهی بیشتر از این خانم بد نیست سری به سایت او
بزنید و در صفحه اول سایت پیغامی را مشاهده می کنید که مطمئنا دل هر ایرانی را به درد خواهد آورد .
اگر کسی از ایران قصد بازدید از سایت این خانم عرب زبان رو داشته باشه متوجه می شه که سایت بر ایرانیان قفل شده وهنگام
ورود این پیام رو دریافت خواهید کرد :
A request from Nancy Ajram ,
You are not allowed to enter nancy ajram official website , becos you are from Dirty country (Iran)
So Go Away and dont try again !
يعني : نانسی عجرم . کام
درخواست نانسی عجرم ,
شما اجازه وارد شدن به سایت شخصی نانسی عجرم را ندارید , به دلیل اینکه شما از کشور کثیف ایران هستید
از سایت گم شويد بيرون و دوباره سعی نکنید !
شما نیز این انسان کثیف را بیشتر بشناسید ! آیا شما به عنوان یک ایرانی این مطلب رو نوعی بی احترامی به شخصیت
با ارزش ایرانی نمی دونید !
پس حقیقت زشت و چهره سیاه و پلید نانسی رو بشناسید و گمان نبرید که نانسی با دیگری فرق دارد !
این همان نانسی است که شما او را مورد لطف خود قرار می دهید ! پس از این پس در ابراز علاقه نسبت به این خواننده
عرب وحشی کمی تردید کنید !
دوستان خواهش می کنم اگه عکس و آهنگ از این خواننده کثیف در سایت یا وبلاگ خود دارید حذفش کنید.
منتظر نظرات شما هستم اين خبر را به همه اعلام كنيد!!!
خبر جدید در مورد سرویس میهن بلاگ
خبرهای جدید در مورد سرویس میهن بلاگ
سرور میهن بلاگ یک مشکل نرم افزاری پیدا کرده و تا
۲ یا ۳ روز دیگر درست خواهد شد به امید باز گشایی
میهن بلاگ

مدیریت کامل و آسان توسط نرم افزار Total Commsnder
مدیریت و پشتیبانی از فایل های TAR، CAB، ZIP، ARJ، RAR و…
قابلیت Drag & Drop، پشتیبانی و مدیریت بر روی FTP، مدیریت بر روی پوشه ها کپی و انتقال از جای به جای دیگر.
پشتیبانی از شبکه ار تباط میان دو یا چند سیستم. تغییر نام دادن فایل و پوشه ها به صورت گروهی…
و قابلیت های گوناگونی که در این نرم افزار قرار داده شده برای آسان تر شدن کار در قسمت مدیریت.
Kaspersky Anti-Virus 7.0 Final

آنتی ویروس جدید شرکت Kaspersky با جدیدترین تکنولوژی برای محافظت از رایانه شما آماده خدمت رسانیست.
این آنتی ویروس به دلیل ظاهر ساده برای کاربران مبتدی نیز مناسب میباشد و بدون شک کاملا غافلگیر خواهند شد.
حتی کاربران حرفه ای نیز از کار با این آنتی ویروس به دلیل گستردگی امکانات لذت خواهند برد.
این آنتی ویروس به دلیل به روز شدن با حجم کم برای کاربران Dial-Up بسیار مناسب خواهد بود.
Kaspersky حجم کمی از Ram را اشغال میکند و برای رایانه های ضعیف نیز کاربرد مناسب را خواهد داشت.
آحرین نسخه این آنتی ویروس با ویندوز Vista نیز سازگاری کامل دارد.
ارسال نامحدود SMS به طور 100٪ رایگان

» در هنگام ثبت نام حتماً ایمیل واقعی خود را وارد کنید زیرا لینک فعال سازی عضویت شما به آن فرستاده میشود.
» در هنگام ثبت نام شماره موبایل واقعی خود را وارد کنید زیرا رمز فعال سازی عضویت شما به آن SMS میشود.
تيراندازی افسر پليس در طرح بد حجابی
نکته : برای دانلود کلیپ های صوتی کافی است روی آنها راست کلیک کرده و گزینه save target as را انتخاب نمایید
مسابقه 5 صبح ( مزاحم تلفنی 45 )
منبع: سایت بچه های شیراز
نظرات و پیشنهادات خود را برای من ارسال کنید
موفق باشید
MAGIX MP3 Maker 12 Deluxe e-version 8.11.114
یه برنامه همه فن حریف! با این برنامه میتونید فایل های صوتی خود رو به ام پی تری تبدیل کنید. خیلی قابلیت های دیگه هم داره از جمله: کپی کردن سی دی های صوتی به ام پی تری و رایت آنها بر روی سی دی یا دی وی دی هم چنین این برنامه میتونه موزیک های دل خواه شما رو رو ای پود یا ام پی تری پلیر قرار بده
آخرين مطالب ارسالي
آلبوم جدید و بسیار زیبای Zoruna Mi Gitti به نام Nihat Dogan
آهنگ جدید بهزاد به نام قانون جدایی
آهنگ جدید و زیبای مصطفی یگانه ، حسین و جواد محمدزاه
آلبوم جدید و زیبای پویا بیاتی به نام سلول انفرادی
آهنگ جدید و بسیار زیبای اشکان سالار به نام هنوز برام عزیزی
آهنگ جدید و بسیار زیبای محسن غلامی به نام می خوامت نگی به کسی
آهنگ جدید و بسیار زیبای بابک تسلیمی به نام اون مال منه
آهنگ جدید و زیبای گروه اتمسفر
آلبوم جدید و زیبای Ahmed Fahmi به نام Geet Fi Baly
آهنگ جدید و زیبای هرم باند با نام نازنین برگرد
Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design blog design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.
Free rtl Blog Templates Template Design Group Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Free Persian Blog Templates.